منوی برگه ها
TwitterRssFacebook
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در تاریخ فروردین ۱۹, ۱۳۹۳ در آموزش وبمانی, امکانات فرهاد اکسچنج, فرهاد اکسچنج | ۰ دیدگاه

امنیت در سیستم وبمانی – قسمت چهارم

امنیت در سیستم وبمانی

امنیت در سیستم وبمانی

نوشته ی فرهاد مقدم سلیمی

۱ وقتی در سیستم وبمانی سرتان کلاه می رود، در اولین حالت خونسردی خود را حفظ بفرمایید. یادتان باشد که کار مالی انجام می دهید و در کار مالی مورد کلاهبرداری قرار گرفتن امری تقریبا غیر قابل اجتناب است. معمولا وقتی یک جایی سر آدم کلاه می رود، اولین احساس بسیار تلخ و گزنده هست. این احساس تلخ شاید بیشتر نه از جهت متضرر شدن که از این باشد که “یک نفر توانسته از شما زرنگ تر باشد و سرتان کلاه بگذارد و حالا در گوشه ای نشسته به ریشتان بخندد”. آنقدر که این احساس گزنده است، از دست دادن پول گزنده نیست. اما چاره ای نیست. کاری است که شده و حالا باید فقط در پی چاره بود. پس در اولین حالت، پس از اینکه دریافتید سرتان کلاه رفته، خونسردی خود را حفظ کنید و بجای فحش دادن به زمین و زمان و کوباندن سرتان به در و دیوار، به فکر حل مشکل باشید.

۲ خوشحالم اعلام کنم که تقریبا ۹۹% مشکلات مختلف مربوط به کلاهبرداری در سیستم وبمانی قابل حل است و آن یک درصد هم مربوط به موقعی می شود که دیگر خودتان وجه را به کلاهبردار بخشیده باشید. sweet_kiss

۳ مولانا در مثنوی خود داستان بسیار قشنگی دارد که من همیشه در مواقع ضرر و زیان در زندگی با خودم مرور می کنم و این باعث آرامش خاطرم می شود. اگر چه به بحث ما خیلی مربوط نیست، اما فکر می کنم هر کس در جهان، لااقل یکبار باید این داستان را شنیده یا خوانده باشد (اگر نشنیده اید حتما حکایت زیر را بخوانید)

 

“حکایت آن شخص که از حضرت موسی دانستن زبان حیوانات را تقاضا کرد”

در دفتر سوم مثنوی معنوی، مولانا داستان بسیار جذابی از فلسفه ی بسیاری ضرر و زیان ها در زندگی تعریف می کند. حکایت از این قرار هست:

خواجه ای به نزد حضرت موسی رفت و از او تقاضا کرد تا زبان حیوانات – منطق الطیر – را به او بیاموزد. استدلال او نیز در باب علت این درخواست در نوع خود جالب بود :

گفت موسى را یکى مرد جوان                    که بیاموزم زبان جانوران‏

تا بود کز بانگ حیوانات و دد                         عبرتى حاصل کنم در دین خود

چون زبانهاى بنى آدم همه                         در پى آب است و نان و دم دمه‏

بلکه حیوانات را دردى دگر                           باشد از تدبیر هنگام گذر

حضرت موسی ابتدا او را از این درخواست بسیار برحذر داشت. اما چون خواجه اصرار کرد، سر انجام پذیرفت و خواسته اش عملی شد.

صبح روز بعد، خواجه برای امتحان توانایی جدید خود به حیاط خانه رفت تا به صحبت حیوانات  گوش دهد. دید که خدمتکارش مقداری دانه روی زمین ریخت و خروسش بلافاصله جهید و دانه ها را بلعید. سگ خواجه ناراحت شد و به خروس گفت که تو به من ظلم کردی. باید اجازه می دادی که مقداری از دانه ها را من بخورم که در خانه ی خواجه چیز دیگری برای خوردن یافت نمی شود. خروس گفت ناراحت نباش ای سگ. فردا قرار است اسب خواجه بمیرد و تو پس از مردن اسب خواجه می توانی دلی از عزا درآوری که گوشت اسب مورد علاقه ی توست.

خواجه تا فهمید که قرار است اسبش بمیرد، بلافاصله آن را به بازار برد و فروخت.

اسب را بفروخت و جست او از زیان                آن زیان انداخت او بر دیگران‏

روز دیگر باز خواجه در حیاط بود و خوشحال از اینکه دانستن زبان حیوانات توانسته او را از ضرری باز دارد. خدمتکار خواجه، مقداری نان در حیاط ریخت و باز خروس جهید و تکه نان را بلعید. سگ از دست خروس بسیار عصبانی شد و رنجید. به او گفت تو دیروز هم همین کار را کردی و وعده دادی که اسب خواجه می میرد. اما چنین نشد. خروس گفت ای سگ عزیز، اسب خواجه مرد، اما در جای دیگر. اما حالا هم ناراحت نباش چون فردا قرار است استر خواجه سقط شود و مردن استر، عروسی سگ است چون می تواند دلی از عزا درآورد.

با شنیدن این خبر از خروس، خواجه بلافاصله به بازار رفت و استرش را فروخت.

روز بعد همین قصه ادامه یافت و خروس در پاسخ غرغرهای سگ، وعده داد که اینبار غلام خواجه بمیرد و  در مرگ غلام و ختم او، غدای وافری عاید سگ شود.

این شنید و آن غلامش را فروخت                  رست از خسران و رخ را بر فروخت‏

شکرها می کرد و شادیها که من                    رستم از سه واقعه اندر زمن‏

تا زبان مرغ و سگ آموختم                            دیده ‏ى سوء القضاء را دوختم‏

القصه، خواجه با دم خود گردو می شکست که زبان حیوانات را آموخته و از ضرر و زیان خود را رهانده است.

روز بعد، سگ واقعا شاکی بود و خروس از وعده های خود که هیچ کدام به کار سگ نیامده بود، خجل.

روز دیگر آن سگ محروم گفت                       کاى خروس ژاژخا کو طاق و جفت‏

 چند چند آخر دروغ و مکر تو                         خود نپرد جز دروغ از وکر تو

خروس اینبار ضمن عذرخواهی، گفت که زیان های قبلی ، صرفا فدیه ی خواجه برای نجات جانش بوده است و حالا که این فدیه ها (قربانی ها) پرداخت نشده اند، لاجرم فردا نوبت خود خواجه است که بمیرد.

آن غلامش مرد پیش مشترى                      شد زیان مشترى آن یک سرى‏

او گریزانید مالش را و لیک                            خون خود را ریخت اندر یاب نیک‏

یک زیان دفع زیانها می ‏شدى                        جسم و مال ماست جانها را فدى‏

پیش شاهان در سیاست گسترى                می ‏دهى تو مال و سر را می خرى‏

اعجمى چون گشته ‏اى اندر قضا                    می گریزانى ز داور مال را

 لیک فردا خواهد او مردن یقین                       گاو خواهد کشت وارث در حنین‏

صاحب خانه بخواهد مرد و رفت                     روز فردا نک رسیدت لوت زفت‏

پاره ‏هاى نان و لالنگ و طعام                         در میان کوى یابد خاص و عام‏

گاو قربانى و نانهاى تنک                              بر سگان و سایلان ریزد سبک‏

مرگ اسب و استر و مرگ غلام                     بد قضا گردان این مغرور خام‏

از زیان مال و درد آن گریخت                       مال افزون کرد و خون خویش ریخت‏

خواجه چون این را شنید، بر سرش زد و سراسیمه نزد حضرت موسی رفت. لیکن حضرت موسی گفت که قبلا هشدار لازم به وی داده شده و خواجه خود با اصرار علم فهمیدن زبان حیوانات را فرا گرفته و اکنون کاری نمی توان کرد.

گفت تیرى جست از شست اى پسر            نیست سنت کاید آن واپس به سر

 

 

۴ حالا که با خواندن داستان بالا، احساس بهتری دارید و فهمیده اید که گاهی برخی ضرر و زیان ها به نوعی بلاگردان شما هستند، وقت آن است که وارد عمل شوید و در جهت احقاق حق خود قدم بردارید. این احقاق حق شامل سه قدم می باشد:

الف – اعلان عمومی – شکایت عمومی

ب – اقدام برای بلوک کردن شخص خاطی

پ – شکایت در سیستم قضایی وبمانی – وکیل گرفتن و تقاضای برگشت پول

در ادامه این سه روش را به طور مبسوط توضیح خواهم داد. یادتان باشد که هر سه تای این کارها بیشتر از نیم ساعت وقت شما را نمی گیرند و در جهت احقاق حق شما در سیستم وبمانی بسیار حیاتی می باشند.

توجه: لطفا توجه داشته باشید که استفاده ی “الکی” از امکانت قضایی وبمانی می تواند به بلوک شدن دائمی حساب شما منجر شود و یا محکوم به جریمه ی سنگین شوید. اگر دلیل محکمه پسندی بر علیه شخص ندارید و یا صرفا می خواهید “اذیتش” کنید، از این روش ها اکیدا استفاده نفرمایید.

 

۵ قدم اول در احقاق حق شما، اعلان عمومی است. اعلان عمومی بسیار مهم می باشد از این جهت که اعلان و هشداری به دیگر کاربران سیستم وبمانی اسیت در مورد شخص خاطی. برای شکایت و اعلان عمومی آن کافی است که WMID  شخص خاطی را داشته باشید و به لینک زیر بروید:

https://arbitrage.wmtransfer.com/asp/claims.asp?wmid=xxxxxxxxxxxx

در لینک فوق بجای xxxxxxxxxxxx  باید عدد دوازده رقمی مربوط به WMID شخص خاطی را بگذارید.

۶ به طور مثال فرض کنیم شماره شناسه یا WMID شخصی که از او شکایت دارید ۲۶۷۳۶۸۸۲۲۱۱۳ باشد. در این صورت لینک به صورت زیر خواهد بود:

https://arbitrage.wmtransfer.com/asp/claims.asp?wmid=267368822113

و شما را به صفحه ای به شکل زیر هدایت خواهد کرد:

security1

 

از شکل بالا مشخص هست که این شخص یک شکایت از قبل در سیستم وبمانی دارد که راجع به او هشدار داده و شما چنانچه از قبل این هشدار را دیده بودید از معامله با او بایست قاعدتا خودداری می کردید.

همیشه قبل از معامله با هر شخص در سیستم وبمانی از طریق لینک :

https://arbitrage.wmtransfer.com/asp/claims.asp?wmid=xxxxxxxxxxxx

که در آن xxxxxxxxxxxx  عدد دوازده رقمی مربوط به WMID شخص می باشد، سابقه ی وی را در سیستم وبمانی چک کنید و اگر شکایتی در سیستم وبمانی داشته باشد از معامله با او خودداری نمایید.

ادامه دارد ….