منوی برگه ها
TwitterRssFacebook
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در تاریخ فروردین ۶, ۱۳۹۲ در روانشناسی بازار سرمایه | ۰ دیدگاه

بازار سرمایه عقلایی است یا غیر عقلایی؟

بازار سرمایه

بازار سرمایه

 

بازار سرمایه از انسانها تشکیل شده و خود موجود قائم به ذاتی نیست. بنابراین ، رفتار بازار سرمایه نه رفتاری مستقل که برآیند رفتار بازیگران آن بازار است. بازار، بسته به حالات بازیگران خود سه نوع رفتار مختلف از خود بروز می دهد :

۱٫ هنگامی که برآیند انتظارات بازیگران بازار نسبت به سهم مثبت باشد، بازار حرکت صعودی در پیش می گیرد. در چنین حالتی گوییم بازار در «روند صعودی» (Uptrend) است.

۲٫ هنگامی که برآیند انتظارات بازیگران بازار نسبت به سهم منفی باشد، بازار حرکت نزولی در پیش می گیرد. در چنین حالتی گوییم بازار در «روند نزولی» (Downtrend) است.

۳٫ هنگامی که برآیند انتظارات بازیگران بازار نسبت به سهم در حالت «بی تصمیمی» (Undecision) است. در چنین حالتی گوییم بازار در «روند کناره» (Sideway) است.

با این تفاصیل، آیا می توان ابراز داشت که «بازار موجودی منطقی است»؟
پاسخ بدون شک خیر است. بازار سرمایه موجودی منطقی (Logic) نیست.

در بازار سرمایه، با دو قیمت متفاوت از سهم روبرو هستیم :

۱٫ قیمت ذاتی (Intrinsic Value) : قیمتی است که سهم با آن قیمت می ارزد. به طور مثال اگر سهم مورد نظر ما سهم شرکتی باشد، پس از محاسبه تمام دارایی های خالص شرکت و کسر خالص بدهی ها و تقسیم این مقدار بر تعداد سهم موجود به عددی می رسیم که نشاندهنده قیمت ذاتی آن سهم است. به این معنی که ما پس از فروش تمام مایملک شرکت، در هر سهم این مقدار پول دستمان را می گیرد.

۲٫ قیمت بازار (Market Value) : قیمتی است که سهم در بازار خرید و فروش می شود. این قیمت در حالت ایده‌آل با قیمت ذاتی یکی است ، اما در واقعیت به ندرت اتفاق می افتد که قیمت ذاتی سهم با قیمت بازار آن یکی شود.

برابر نبودن قیمت ذاتی و قیمت بازار سهم دلیل غیر قابل انکاری است مبنی بر اینکه «بازار سرمایه موجودی غیر منطقی می باشد».

یک تحلیلگر بنیادی (Analyst) پس از محاسبات و صرف وقت فراوان قیمت ذاتی سهمی را ۵۰۰ تومان به دست می آورد. قیمت بازار این سهم ۴۰۰ تومان است و بنابراین تحلیل گر ما نتیجه می گیرد که با این قیمت سهم مورد نظر «ارزنده» است. چون انتظار دارد سهم از قیمت ۴۰۰ تومان به قیمت واقعی خود یعنی ۵۰۰ تومان برسد. وی اقدام به خرید (Going Long) این سهم می کند و سپس در کمال تعجب در می یابد که در روزهای آتی قیمت سهم پایین و پایین تر می رود تا به ۳۰۰ تومان می رسد. اشتباه تحلیل گر ما کجا بوده است؟ اشتباه او در این بوده که بازار را موجودی منطقی فرض کرده است. در حالیکه این طور نیست.

همین تحلیل گر مجدداً دست بکار محاسبه می شود و قیمت ذاتی سهم دیگری را نیز ۵۰۰ تومان به دست می آورد. قیمت بازار این سهم جدید ۶۰۰ تومان است و بنابراین تحلیل گر ما نتیجه می گیرد که سهم مورد نظر وی با این قیمت نمی ارزد و به اصطلاح «Overvalue» شده است. وی اقدام به فروش (Going Short) این سهم می کند و سپس در کمال تعجب درمی یابد که در روزهای آتی قیمت سهم بالا و بالاتر می رود تا به ۷۰۰ تومان می رسد. اشتباه تحلیل گر ما کجا بوده است؟ باز هم پاسخ مشخص است. اشتباه او در این بوده که بازار را موجودی منطقی فرض کرده است. در حالیکه اینطور نیست.

اما چرا اینگونه است؟ چرا بازار اینگونه بی منطق عمل کند؟

علت آن را قبلاً توضیح دادیم. بازار موجودی قائم به ذات نیست. بازار از معامله گران تشکیل شده و معامله گران مانند تمام انسان های دیگر روی این کره خاکی انسانهایی منطقی نیستند. اصولا انسان موجودی منطقی نیست.

آن آیه شریفه از قرآن کاملا درست گفته که «خلق الانسان ضعیفاً». اگر ما انسانها می توانستیم در همه اعمال و رفتار خود منطق ریاضی داشته باشیم و با حساب دو دو تا چهار تا پیش برویم ، کاملا قوی و شکست ناپذیر می شدیم. اما خداوند ما را ضعیف آفریده است. به این علت که تمام ما تصمیم گیری هایمان را نه بر اساس منطق که بر اساس احساس خود انجام می دهیم. افلاطون جمله بسیار جالبی در این مورد دارد : « منطق تنها وسیله توجیه کارهایی است که ما انسانها بر اساس احساس خود انجام داده ایم».