منوی برگه ها
TwitterRssFacebook
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در تاریخ فروردین ۳, ۱۳۹۲ در تحلیل اقتصادی روز | ۰ دیدگاه

تحلیل روز اقتصادی از اوضاع و احوال کنونی

مدتی قبل تحلیلی از شرایط کنونی اقتصادی به دست دادم. مروری بر این تحلیل خالی از لطف نیست که همانطور که قبلا گفتم هر بند آن یک کتاب توضیح دارد.

تحلیل روز اقتصادی – تحلیل اقتصادی روز

 

سلام

۱٫ هیچ گونه راه حل اقتصادی برای بحران کنونی متصور نیست. چنین وضعیتی حاصل سالها اقدامات تخریبی اقتصادی است. راه حل های اقتصادی که برخی کارشناسان اینجا و آنجا بیان فرموده اند با عرض معذرت همه از نظر علم اقتصاد بیراهه است (البته اگر قبول داشته باشیم که علمی به نام اقتصاد وجود دارد)

.۲٫ در گذشته بالا رفتن قیمت نفت این اقدامات تخریبی اقتصادی را می پوشاند و در بودن پول زیاد اصولا احتیاجی به علم اقتصاد و عقلانیت احساس نمی شد. هر بار که در گذشته قیمت نفت پایین آمد (بدون وجود تحریم) ما به مشکل خوردیم و البته با بالا رفتن قیمت نفت مشکلات را توانستیم پنهان کنیم. اکنون نیز چنانچه تحریم ها برداشته شود ممکن است باز مدتی مشکل رفع و رجوع شود، اما این زخم دوباره سرباز خواهد کرد چون بهرحال منابع نفت که بی پایان نیستند.

۳٫ در حال حاضر کشور در رکود اقتصادی است و بیکاری درصد بالا دارد. معمولا در شرایط رکود، تورم پایین است اما کشور ما در شرایط خاصی است که هم رکود دارد و هم تورم. به این شرایط در اقتصاد “رکود تورمی” گفته می شود.

۴٫ ادامه ی وضع موجود هر روز رکود را بیشتر و تورم را نیز بیشتر خواهد کرد. ادامه ی وضعیت موجود چه خوشمان بیاید و چه نیاید از لحاظ علمی به فروپاشی می انجامد. فروپاشی از مرحله ی اقتصادی آغاز می گردد و سپس فرهنگی و در نهایت سیاسی خواهد بود.

۵٫ هر مرحله از فروپاشی اقتصادی (دور تسلسل تورم و بیکاری) انسان های بیمار ایجاد می کند. انسان هایی که فرهنگ کار برای ایشان بیگانه است و بجای کسب علم و تلاش برای ساختن دنیایی بهتر به طفیلی بودن و راحت پول درآوردن می اندیشند (چون شرایط تورم به ایشان نشان داده که تنها راه خوشبختی “دلالی” است و لاغیر) . این همان فروپاشی فرهنگی است. فقر زیاد در کنار ثروت زیاد، عزت را در انسان می کشد و او را موجودی حقیر می سازد. وقتی روزانه به طرق مختلف و به علت بی پولی “تو سری خور” شویم، دیگر عزت نفسی باقی نمی ماند و شخصی که در خود شخصیتی احساس نکند خطرناکترین انسانها می شود.

۶٫ هر دور تورم یک نسل از پولدارهای زالو صفت ایجاد می کند که هنر ایشان به جای “تولید” صرفا دلالی است. اینکه این اشخاص را گناهکار بدانیم و از ایشان متنفر باشیم به همان اندازه نادرست است که بخواهیم از فقیرانی که تورم هر روز از ایشان دزدیده و فقیرترشان ساخته است متنفر باشیم. هر دو گروه بی پول و پولدار در شرایط تورمی به یک اندازه قربانی شرایط تورمی و روکود شده اند. در واقع این شرایط اجتماعی بوده است که یکی را “زالو” و دیگری را “خاک تو سر” کرده است.

۷٫ دوستی دو سال قبل از من مشاوره ی اقتصادی خواست و بنده به او پیشنهاد سبدی از طلا و دلار را به طور مساوی دادم. این دوست به من گفت که “آیا می خواهی از من یک دلال زالو صفت بسازی؟!” … با حسرت به او گفتم که ای کاش پیش بینی بنده از اوضاع اقتصادی کشور این بود که به صرفه ترین سرمایه گذاری “تولید” باشد.

۸٫ این جمله ی مهم را فراموش نکنید که ” تقصیر سرمایه گذار نیست که تشخیص داده سود در خرید طلا و دلار است. تقصیر سیاست گذار است که سیاستی اجرا کرده که سود را به سمت خرید دلار و طلا سوق داده است.” اگر سیاست گذار سود را به سمت تولید سوق دهد ، هیچ سرمایه گذاری نیست که پولش را در دلار و طلا بخواباند.

۹٫ چاره ی حل مشکل رکود، ایجاد شغل و تولید است. لازمه ی ایجاد شغل و تولید ، سیاست انبساطی و تزریق پول به جامعه است. اما هر گونه سیاست انبساطی خود به تورم موجود دامن خواهد زد مگر اینکه پول تزریق شده در جامعه به جای دلالی به سمت تولید سوق پیدا کند. آیا چنین چیزی در جامعه ای که تولید “ضد ارزش” و دلالی “ارزش” شده است امکان پذیر است؟ نقطه ی گیجی سیاست گذاران از اینجا آغاز می گردد.

۱۰٫ گیجی سیاست گذاران از این جهت است که حل چنین مشکلی فقط با عزم عمومی ملت و استفاده از تمام سرمایه ی “انسانی” کشور ممکن است و مستلزم قبول این اصل می باشد که “ممکن است کسانی پیدا شوند که لااقل در این مورد خاص درست تر از ما فکر کنند و نظر تخصصی بدهند اگرچه در جناح فکری ما نباشند”. “سرمایه ی انسانی” که در تمام دنیا باارزشترین سرمایه محسوب می گردد، به راحتی در نظر سیاست گذاران فعلی ما (به عمد یا غیر عمد) مورد غفلت واقع شده است. از ابتدای انقلاب تا کنون همواره “تعهد” مقدم بر “تخصص” بوده است و چنانچه این تفکر ادامه یابد متاسفانه نتایج پیش آمده – چه با تحریم و چه بدون تحریم – اسف بار خواهد بود. این حرف گریه آور است اما بارها از مسئولین مختلف شنیده ام که گفته اند اگر با تفکر ما مشکل دارید کسی به زور نگهتان نداشته است! بروید خارج از کشور!

۱۱٫ از این روست که تقریبا تمام اقتصادانان فعلی کشور متفق القول هستند که حل مشکل فعلی کشور اول “سیاسی” است و سپس “اقتصادی”. هر گونه راه حل اقتصادی بدون توجه به شرایط سیاسی محکوم به شکست خواهد بود همانگونه که تاکنون نیز با شکست مواجه شده است.

۱۲٫ شاید هر کدام از ۱۱ بند بالا مستلزم یک کتاب – یا لااقل یک مقاله – توضیح باشد. اما فرض را بر این گرفته ایم که العاقل یکفیه بالاشاره

با تشکر
فرهاد