منوی برگه ها
TwitterRssFacebook
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در تاریخ فروردین ۶, ۱۳۹۲ در روانشناسی بازار سرمایه | ۰ دیدگاه

سایکو ترید – تحلیل بازار سرمایه بر اساس روان آدمی – قسمت دوم

تحلیل بازار سرمایه

تحلیل بازار سرمایه

استفاده از علوم غیر متداول در پیش بینی روند حرکت جفت ارزها را سایکوترید گوییم. این سری مقالات که بتدریخ خواهد آمد، مطالبی است که من طی سالها تحقیق و بررسی روی علوم روانشناسی و Parapsychology و تلفیق آن با روش های تحلیلی در بازار سرمایه تجربه کرده و روی کاغذ آورده ام. هیچ ادعایی روی کامل بودن آنها ندارم و صرفا یک انتقال تجربه است که دوست دارم به تدریج تکمیل کنم.

نوشته: فرهاد مقدم سلیمی

ورود به مطلب

وقتی در اواخر قرن نوزدهم میلادی گوستاو فخنر ( Gustav Fechner ) آلمانی بنیان علم سایکوفیزیک – فیزیک روح (PsychoPhysics) را می گذاشت هیچ گمان نمی کرد که این شاخه جدید از روانشناسی آن دوران بعدها کاربردی در علوم تجربی مربوط به معاملات بورس پیدا کند. سایکوفیزیک علمی است که درباره علل فیزیکی پدیده های روانی بحث می‌کند. شاخه جدید سایکوترید که زیر مجموعه ای از سایکوتریدینگ- معاملات روحی (PsychoTrading) می باشد، درباره علل و مشخصات روحی معامله گران و پیش بینی بازار بر اساس روانشناسی فعالان بازار بحث می‌کند.

ابزار تحلیل بازار به طور کلی بر دو نوع است :

۱٫ ابزار آماری (Statistical Tools) مانند انواع میانگین متحرک – روش های رگرسیون – انحراف معیار و غیره ابزاری هستند که محاسبه و تحلیل بر اساس آنها پایه ریاضی دارد.

۲٫ ابزار تجربی (Experimental Tools) مانند انواع آرایش های برگشتی و تحکیمی و انواع متدهای تجربی از قبیل سطوح حمایتی و مقاومتی، فیبوناچی ها، گن ها، الیوت ها و غیره ابزاری هستند که صحت آنها صرفا بر اساس تجربه تعیین شده است و مبنای دقیق عقلی و ریاضی ندارند.

به طور مثال اصل پذیرفته شده ای در بازار سرمایه وجود دارد که بر طبق آن اگر سهمی با سرعت x حرکت صعودی داشته باشد، هنگام نزول سرعت سهم حدود ۳x خواهد بود. ( سرعت سهم بنا به تعریف برابر است با شیب رگرسیون خطی سهم در بازه زمانی مشخص – در باره این مفهوم بعدا بیشتر توضیخ خواهیم داد) . این اصل به هیچ روی از طریق ریاضی قابل اثبات نیست اما صحت آن در خلال شکل گیری نمودار هزاران سهم اثبات شده است. این اصلی است که مربوط به روانشناسی بازار است .

به عنوان مثال دیگر می توان به نظریه موج الیوت اشاره کرد. در اواسط دهه ۱۹۳۰ میلادی، رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott) بر پایه مطالعات چارلز داو(Charles Dow) متوجه شد که کلیه پدیده های فیزیکی در جهان هستی هنگامی که در بعد چهارم مورد مطالعه قرار می گیرند (یعنی هنگامی که محور زمان نیز به آنها اضافه می شود) ۵ مرحله را در حال تکامل (Evolution) و سه مرحله را در حال فروپاشی (Decay) به سر می برند. اما هیچ گاه تکامل و فروپاشی را در این پدیده ها نمی توان از یکدیگر جدا کرد. به طوریکه از ۵ مرحله تکامل، ۲ مرحله آن فروپاشی است و از ۳ مرحله فروپاشی، ۱ مرحله آن تکامل است. به این معنی که تکامل و فروپاشی در پدیده های فیزیکی به هیچ روی مفاهیمی مطلق نیستند.

هیچ آسانی بدون سختی نیست و هیچ سختی نیست که با آسانی همراه نباشد. هر سربالایی، یک سرپایینی دارد و هر سر پایینی، یک سربالایی در پی خواهد داشت. هر عمل در دنیا دارای عکس العملی می باشد. این نظریه از لحاظ فلسفی بسیار به فلسفه یین و یانگ (Yin & Yung) آسیای شرقی شباهت داشت. یین و یانگ چون تاریکی و روشنایی در یکدیگر تداخل می کنند. از تاریکی روشنایی و از روشنایی تاریکی زاییده می شود. الیوت اگرچه نتوانست روی جزییات این نظریه به طور جهانشمول کار کند، اما تا حدود زیادی توانست آن را با رفتار سهم در بازار سرمایه تطبیق دهد. این نظریه در بازار سرمایه بعدها توسط اساتیدی چون رابرت پرچر (Robert Pretcher) و (David Frost) تکمیل شد و امروزه به طور موفقیت آمیز در تحلیل و پیش بینی بازار سرمایه بکار می رود.

نظریه موج الیوت، نظریه ای است که پایه آن رفتار روح آدمی در بازار سرمایه است.