منوی برگه ها
TwitterRssFacebook
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در تاریخ فروردین ۵, ۱۳۹۲ در روانشناسی بازار سرمایه | ۰ دیدگاه

سایکو ترید – تحلیل بازار سرمایه بر اساس روان – قسمت اول

سایکو ترید

سایکو ترید

نوشته ی فرهاد مقدم سلیمی

psychotrade2

 

قبل از آنکه به سایکو ترید – PsychoTrade –  و مبانی معاملات و تحلیل در بازار سرمایه  بر اساس روان آدمی بپردازیم لازم است که اندکی با علم «فیزیک روح» (Psychophysics) آشنا شویم.

در قرن نوزدهم میلادی در کشور آلمان دانشمندی بنام «گوستاو فخنر» پایه ی علم نوینی را ریخت که بعدها «سایکو فیزیک» نامیده شد. فخنر به همراه دانشمند معروف «هرمان فون هلمهولتز» روی آزمایشهایی کار کرد که فیزیولوژی را با روانشناسی آشتی می داد. بعدها این علم توسط «ارنست وبر» و «چارلز داروین» و «ژان شارکو» و دیگران توسعه یافت . امروزه علم سایکو فیزیک گسترش فراوانی یافته و یکی از شاخه های مهم روانشناسی محسوب می شود.

متاسفانه این علم تا آنجا که من پرس و جو کرده ام در ایران خیلی ناشناس باقی مانده و حتی متخصصان روانشناسی نیز از این علم اطلاع چندانی ندارند. مرجع مطالبی که در مورد سایکوفیزیک (فیزیک روح) خواهم آورد عمدتا از دایره المعارف چهار جلدی روانشناسی به همت ریموند کورسینی (نسخه ی اصلی) چاپ دوم سال ۱۹۹۴ ذیل واژه ی سایکوفیزیکس (PsychoPhysics) و کتاب مبانی پاراسایکولوژی (Fundamentals of ParaPsychology) اثر هویت اج چاپ سال ۱۹۸۶ می باشد. اگر منابع غیر از اینها باشند تذکر خواهم داد. ضمناْ اگر مطالب کلی و آشنایی با سایکوفیزیک را بخواهید می توانید به دایره المعارف بریتانیکا یا اینکارتا ذیل واژه ی psychophysics مراجعه نمایید. دایره المعارف بریتانیکا توصیف نسبتاً خوبی از این علم بدست داده است.

قبل از هر چیز آماده باشید تا چند صحنه را در ذهنتان مجسم کنید:

۱٫ در یک اتوبوس شلوغ!

حتماً تابحال برایتان اتفاق افتاده که در یک اتوبوس شلوغ باشید و دیده اید که مردم بیچاره چطور مثل گاو و گوسفند (البته بلا نسبت شما ) سوار این ابوطیاره های عهد بوق می شوند. حالا خوب در ذهنتان مجسم کنید که مردم چطور در اتوبوس می نشینند و یا می ایستند. اول فرض کنیم اتوبوس خالی است و مردم هم باصف در حال سوار شدن هستند. همین طور که مردم بالا می روند و روی صندلیهای خالی می نشینند توجه می کنیم که ابتدا در هر سمت اتوبوس کنار پنجره ها یک نفر می نشیند تا اینکه دیگر کنار پنجره ها جایی نباشد. اگر شیمی ما خوب باشد متوجه می شویم که این نوع نشستن خیلی شبیه به پر شدن اربیتالهای لایه های مختلف اتم است. زیرا همانطور که علم شیمی به ما آموخته است پر شدن اربیتالهای اتم به این صورت است که ابتدا در هر اربیتال یک اتم قرار می گیرد و سپس بعد از پر شدن اربیتالهای آن لایه ی اتم توسط تک الکترونها دوباره الکترونهایی با اسپین مخالف (یعنی با جهت چرخش مخالف) در آن قرار می گیرند. در اتوبوس نیز پس از پر شدن صندلیهای دونفره ی اتوبوس توسط یک نفر در کنار پنجره دوباره اشخاصی در کنار نفرات اول می نشینند تا صندلیها به این ترتیب کاملاً پر شوند و دیگر جای خالی برای نشستن نباشد.

…. اما راستی آیا می توانید یک دلیل قانع کننده برای این کار پیدا کنید؟ منظورم اینست که آیا می توانید بگویید چرا در یک اتوبوس خالی که مردم در حال سوار شدن هستند هر کدام ابتدا در یک صندلی خالی می نشیند؟ مثلاً چرا اینگونه نیست که با نظم و ترتیب ابتدا دو نفر صندلی اول را پر کنند و سپس دو نفر صندلی دوم را و بعد هم همین طور الی آخر. جالب اینکه این موضوع نه فقط در ایران که در همه ی کشورهای دنیا صدق می کند . البته این فرض را هم در نظر داشته باشید که هیچ کدام از مسافران همدیگر را نشناسند.

۲٫ هیچ دو صورتی مقابل هم قرار ندارند!!

حالا دیگر جایی در کنار پنجره ها باقی نمانده . روی همین حساب کسانی که سوار اتوبوس می شوند مجبورند کنار شخص دیگری قرار گیرند چون هر صندلی برای دو نفر جا دارد. به این ترتیب تمام صندلیها پر می شود و حالا نوبت کسانی است که می خواهند سرپایی(!) طی مسیر کنند. این اشخاص هم تدریجاً سوار می شوند و اتوبوس پر می گردد. حالا اگر در این جمعیت ایستاده دقت کنید یک نکته ی بظاهر بی اهمیت اما فوق العاده مهم را در خواهید یافت: هیچ دو صورتی روبروی هم قرار ندارند . یعنی تمام اشخاص سعی می کنند که پشتشان به هم باشد و اگر چنین چیزی مقدور نبود تمام سعیشان را خواهند کرد تا لااقل صورتهاشان روبروی هم نباشد. اگر خود ما هم سوار اتوبوس شویم چنین کاری خواهیم کرد و آن لحظه ا ی در بدترین شرایط خواهیم بود که صورت یک یا دو نفر نزدیک صورت ما باشد. اما حقیقتاً چرا ما انسانها اینگونه هستیم؟

۳٫ یک عکس العمل طبیعی!

بعنوان مثال دیگر فرض کنید کسی که شما او را نمی شناسید یا زیاد از او خوشتان نمی آید صورت خود را بیش از حد معمول به شما نزدیک کرده و دارد با شما صحبت می کند. چه احساسی پیدا می کنید؟ مسلماً صورتتان را کنار می کشید. این البته یک عکس العمل طبیعی است اما چرا اینگونه است؟

۴٫ دعوا کردن بچه های سرتق!! 

یک مثال جالب دیگر دعوا کردن بچه های قد و سرتق است. ! حتماً تابحال لااقل یکی از این دعواها را دیده اید. بچه ای که شرتر است سرش را پایین انداخته و آنرا با حالت تهاجمی به صورت حریف نزدیک می کند. اگر هر دو همقد باشند سرهایشان را به هم می چسبانند و سپس گلاویز می شوند. این طبیعی ترین حالت تهاجم است که حتی در حیوانات نیز دیده می شود. مثلا دو تا خروس جنگی (لاری!!) . اما چرا؟ چرا صورتها؟

۵٫ علف باید به دهن بزی شیرین بیاد!! 

بعنوان آخرین مثال اینکه چطور می شود که از یک نفر در همان برخورد اول خوشمان می آید و از کس دیگر در همان برخورد اول بدمان می اید؟ چگونه است که به یک نفر در همان نگاه اول دل می بندیم و عاشق او می شویم؟ چگونه است که در مورد انتخاب همسر می گویند علف باید به دهن بزی شیرین بیاد؟ چگونه است که یک نفر به نظرمان زشت و یک نفر زیبا می آید؟

این سوالات را در همین جا خاتمه می دهم. در جلسه ی بعد شروع خواهیم نمود تا با پاسخ دادن به این سوالات اولین قدم را در راه آشنایی با مبانی سایکو فیزیک برداریم.