منوی برگه ها
TwitterRssFacebook
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در تاریخ تیر ۵, ۱۳۹۵ در تحلیل تکنیکی پیشرفته, تحلیل و آموزش | ۰ دیدگاه

الگوی چرخه ی بازار

الگوی چرخه ی بازار

الگوی چرخه ی بازار

ترجمه و اقباس:

فردین صادقی زنجانی

فرهاد مقدم سلیمی

 

در مقدمه گفتیم که تحلیل تکنیکی عبارت است از هنر تعیین برگشت روند در مراحل اولیه آن و ردیابی این روند تا جایی که شواهد و قرائن اثبات کنند که هنگام برگشت آن فرا رسیده است. به منظور تعیین برگشت روند، ابتدا باید بدانیم که روند چیست. بنابراین، در فصل حاضر به توصیف و طبقه بندی انواع روندها می پردازیم و با بحثی در مورد یکی از اساسی ترین تکنیک های تعیین روند، به نتایج مورد نظزمان می رسیم. این تکنیک به پیشرفت اوج و حضیض»[Peak and trough progression] معروف است.

پیشرفت اوج و حضیض یکی از ساده ترین و در عین حال، موثرترین تکینیک های تعیین روند است که در تحلیل تکنیکی مورد استفاده قرار می گیرد. این تکنیک، مبنایی برای بسیاری از تکنیک هایی است که بعداً بحث خواهیم کرد.

 

سه روند مهم

روند عبارت است از معیار زمانی مسیر و حرکت قیمتها که فواصل زمانی گوناگونی را پوشش می دهد. تحلیل بازار سرمایه، روندهای فراوانی وجود دارد، اما سه روند بسیار مهم و عمده شامل روند اولیه[Primary Trend]، میانه (واسطه)[Interrmdiate] وکوتاه مدت می شوند.

 

روند اولیه

روند اولیه معمولاً بین ۱ تا ۲ سال طول می کشد و انعکاس نظرات سرمایه گذاران به بنیانهای آشکار شده در چرخه  تجاری است. چرخه تجاری از لحاظ آماری از یک کف به کف دیگر، تقریباً ۶/۳ سال طول می کشد، و روندهای اولیه افزایشی و کاهشی را دربر می گیرد (بازارهای صعودی و نزولی) که ۱ یا ۲ سال طول می کشند. از آنجا که دوره افزایش معمولاً طولانی تر از دوره کاهش است، بنابراین، بازارهای صعودی عموماً طولانی تر از بازارهای نزولی هستند.

دوره روند اولیه، در مورد اوراق قرضه، سهام و کالا مصداق دارد. علاوه بر این، روندهای اولیه در مورد ارز نیز برقرار هستند، اما از آنجا که ارزها انعکاس دهئده نظرات سرمایه گذاران در مورد روابط متقابل دو اقتصاد مختلف هستن، تحلیل روابط ارزی به طور کامل در چارچوب رویکرد چرخه تجاری نمی گنجد (در مورد چرخه تجاری در فصل ۲ بحث خواهیم کرد).

روند الویه در شکل ۱-۱ توسط یک خط دوگانه نشان داده شده است. در موقعیتی ایده آل، روند اولیه صعودی (بازار افزایشی) هم اندازه روند اولیه نزولی (بازار کاهشی) است، اما در دنیای واقعی، این دو با هم تفاوت دارند. از انجا که قرار دادن سرمایه گذاری ها در مسیر روند اصلی، اهمیت بسزایی دارد، بخش قابل توجهی از این کتاب، به تعیین و تببیین نقاط برگشت در روند اولیه اختصاص دارد.

Market Cycle

 

روند میانه (واسطه)

هر کسی که نمودار قیمت را نگاه کرده باشد، متوجه خواهد شد که قیمتها  در طول یک خط مستقیم حرکت نمی کنند. نوسان صعودی اولیه، توسط چند واکنش در طول مسیر، از هم گسیخته می شود. اینگونه روندهای چرخه ای موجود در درون محدوده بازار افزایشی اولیه را اصطلاحاً، «نوسانات قیمت واسطه[Intermediate price movements]» می نامند. این نوسانات، در زمانی بین ۳ هفته تا ۶ ماه (یا بیشتر) طول می کشند. روندهای میان مدت بازار سهام را به تفضیل در فصل ۴ بررسی می کنیم و نشان می دهیم که این روندها، به صورت خط باریک توپر در شکل ۱-۱ هستند.

دانستن مسیر و. سررسید روند اولیه، اهمیت زیادی دارد، اما تحلیل روندهای میانه نیز به منظور اصلاح و بهبود نرخهای موفقیت در مبادله اوراق بهادار و همچنین، برای تعیین دوره برقراری مسیر روند اولیه، سودمند است.

 

روندهای کوتاه مدت

روندهای کوتاه مدت روندهای کوتاه مدت که از ۱ تا ۳ یا ۴ هفته طول می کشند، مسیر چرخه میانه (واسطه) را تغییر می دهند، درست همان طور که روند میان مدت، نوسانات اولیه قیمت را از هم می گسلد. روندهای کوتاه مدت، در الگوی چرخه بازار (شکل ۱-۱) به صورت خط غیر ممتد نشان داده شده است. این روندها معمولاً تحت تاثیر اخبار و وقایع تصادفی قرار دارند و تعیین آنها، نسبتاً دشوارتر از روندهای میانه یا اولیه است. در مجموع، هرقدر دوره زمانی روند، طولانی تر باشد، تغیین کردن آسانتر است.

 

الگوی چرخه ی بازار

تاکنون باید روشن شده باشد که سطح قیمت در هر بازاری، به طور همزمان تحت تاثیر چند روند مختلف قرار دارد و شناخت هر یک از این روندهای مختلف، حایز اهمیت فراوانی است. برای مثال، اگر در روند کوتاه مدت، برگشتی رخ داده باشد، انتظار دارین که نوسان قیمت بسیار کمتر از برگشت روند اولیه باشد.

سرمایه گذاران بلند مدت اصولاً به مسیر اولیه علاقه دارند بنابراین، برای آنها مهم است که چشم اندازی از سررسید  بازار افزایشی یا کاهشی غالب، داشته باشند. با این حال، سرمایه گذاران بلند مدت باید در مورد روندهای میان مدت و تا حد کمتری در خصوص روندهای کوتاه مدت نیز آگاهی و اطلاعات داشته باشند. زیرا، گام بسیار مهم در تحلیل، عبارت است از بررسی و شناخت رابطه بین روندهای کوتاه و میان مدت و همچنین، نحوه تاثیرگذاری آنها بر روند اولیه.

مبادله گران بسیار کوتاه مدت در بازارهای قراردادهای آتی [Futures Markets]، اصولاً به نوسانت کوچکتر قیمت علاقه دارند، اما به چگونگی مسیر روندهای میان مدت و اولیه نیز نیاز دارند. زیرا شگفتیها معمولاًدر روندهای صعودی بازار افزایشی و روندهای نزولی بازار کاهشی رخ می دهند. به عبارت دیگر، روندهای صعودی کوتاه مدت در محدوده بازار افزایشی، احتمالاً حجم بسیار بزرگتری نسبت به روندهای کوتاه مدت دارند، و برعکس.

زیان حاصل از مبادله معمولاً به این علت پدید می آید که مبادله گر در موقعیتی برخلاف روند اصلی قرار می گیرد. در عمل، تمام مشارکت کنندگان بازار باید تااندازه ای اطلاعات در مورد هر سه روند داشته باشند، اگرچه تاکید بیشتر در هر یک از این روندها، به گرایش سرمایه گذاری یا دورنمای مبادله کوتاه مدت بستگی خواهد داشت.

 

روندهای در طول روز

در سالهای اخیر، کامپیوتر و تکنولوژی مبادله زنده و مستقیم، این امکان را برای مبادله گران فراهم آورده است که نوسانات ساعتی یا حتی لحظه ای را تعیین و تبیین نمایند. اصول تحلیل تکنیکی، برای این نوسانات بسیار کوتاه مدت نیز کاربرد دارد و از اعتبار برخوردار است. اما، در اینجا، دو تفاوت اساسی وجود دارد. اول، برگشتها در نمودارهای ساعتی، فقط آثار بسیار کوتاه مدتی دارند و برای برگشتهای بلند مدت تر قیمت، اهمیتی ندارند. دوم، قیمتهای بسیار کوتاه مدت در بازار، بسیار بیشتر از عوامل روانشناسی و اخبار وقایع بلند مدت تر، تحت تاثیر قرار می گیرند. بنابراین، تصمیمات احساسی تر می شوند. علاوه بر این، قیمتهای طول روز برای دستکاری شدن، مستعدتر هستند. در نتیجه، اطلاعات قیمتی که در نمودارهای بسیار کوتاه مدت مورد استفاده قرار می گیرند، پرنوسان ترند و نسبت به نمودارهای طولانی تر، قابلیت اعتماد بسیار کمتری دارند.

 

روند بسیار بلند مدت

روند اولیه شامل چند چرخه میان مدت می شود، اما روند بسیار بلند مدت [Secular Trend]، از چند روند اولیه ساخته می شود. این چرخه «چرخه برتر» [Super cycle] یا موج بلند مدت، در طول دوره های طولانی تر گسترش می یابد و معمولاً بیش از ۱۰ یال طول می کشد و غالباً به ۲۵ سال نیز می رسد. نمودار رابطه متقابل بین روند بسیار بلند مدت و روند اولیه در شکل ۲-۱ منعکس شده است. شناخت مسیر روند بسیار بلند مدت، بسیار سودمند است. درست همان طور که روند اولیه تحت تاثیر حجم و اندازه روند میان مدت قرار می گیرد، روند بسیار بلند مدت نیز تحت تاثیر حجم و دوره روند اولیه قرار می گیرد. برای مثال، در روند بسیار بلند مدت افزایشی، بازارهای افزایشی اولیه بسیار بزرگتر از بازارهای کاهشی اولیه خواهند بود. در روند بسیار بلند مدت کاهشی، بازارهای کاهشی، قدرتمندتر و طولانی تر از بازارهای افزایشی خواهند بود.

چرخه ی بازار

 

پیشرفت اوج وحضیض

همان طور که قبلاً اشاره شد، تحلیل تکنیکی هنر شناخت برگشت روند قیمت براساس میانگین موزون شواهد است. «شواهد» عنصری بسیار مهم در تحلیل تکنیکی به شمار می آید و شامل مجموعه ای از نماگرها یا تکنیک هایی است که غالباً در فرآیند روندشناسی به شکل مناسبی عمل می کنند. هنر نیز عبارت است از ترکیسب کردن این نماگرها در قالب تصویری کلی و تشخیص دادن زمانی که اینتصویر، اوج و حضیض بازار را نشان می دهد.

استفاده گسترده از کامپیوتر، به توسعه تکنیک های بسیار پیشرفته روندشناسی در تحلیل تکنیکی انجامیده است. بعضی از این نماگرها به شکل معقولی، خوب عمل می کنند، اما اکثر ایت طور نیستند. تحقیقات دامنه دار برای طراحی «نماگر کامل» تداوم خواهد یافت، اما چنین تکنیکی احتمالاً هرگز طراحی نخواهد شد. حتی اگر چنین چیزی بوقوع بپیوندد، اخبار ابداع آن به زودی انتشار خواهد یافت و این نماگر به تدریج از ارزش خواهد افتاد.

در جستجوی تکنیک های پیچیده ریاضی، غالباً ساده ترین و پایه ای ترین تکنیک های تحلیل تکنیکی مورد توجه قرار می گیرد.

 

پیشرفت اوج و حضیض

یک تکنیک ساده و پایه ای که کمتر مورد استفاده قرار گرفته، »پیشرفت اوج و حضیض» است ( به نمودار ۳-۱ مراجعه کنید) که به مشاهده اولیه چارلز داو مربوط می شود، مبنی بر اینکه بازار افزایشی به صورت یکسری موج حرکت می کند که هریک از این امواج، بزرگتر از موج قبلی است. هنگامی که این سری از نقاط اوج و حضیض افزایشی، گسیخته می شود، علامت برگشت روند ارسال می شود. داو برای توصیف این رویکرد، از قیاسی مبتنی بر آثارامواج در ساحل استفاده کرد. او نشان داد درست همان طور که می توانیم در ساحل دریا، برگشت جزر و مد و را از طریق برگشت امواج مشخص کنیم. به همین ترتیب، می توانیم همین تصویر را در بازار، از طریق مشاهده نوسانات قیمت به دست آوریم.

چرخه ی بازار ۲

 

در شکل ۳-۱، نوسانات قیمت توسط یکسری امواج به دست آمده است، به طوری که هر اوج و حضیضی، به نقاطه ای بالاتر از قبلی می رسد. سپس، برای اولین بار، نوسانات نمی تواند قیمت را به نقطه بالای جدیدی برساندو واکنش بعدی، قیمت را به حضیض پایین تری از قبلی هدایت می کند. این حالت، در نقطه X رخ می دهد، اما این بار، برگشت روند از روند نزولی به روند صعودی است.

ایده گسیخته شدن مجموعه ای از نقاط اوج و حضیض، مبنایی برای نظریه داو (فصل ۳) و تحلیل الگوی قیمت (فصل ۵) است.

اهمیت برگشت اوج و حضیض، توسط دوره و حجم رفت و برگشت امواج مورد نظر تعیین می شود. برای مثال، اگر کامل شدن مجموعه ای از رفت و برگشتهای امواج ۲ یا ۳ هفته طول بکشد، این روند برگشتی، میان مدت خواهد بود، زیرا نوسانات میان مدت قیمت، شامل مجموعه ای از نوسانات کوتاه مدت است (۲ تا سه هفته). به همین ترتیب، گسسته شدن مجموعه ای از نقاط اوج و حضیض نزولی توسط نوسانات افزایشی، علامت برگشت بازار کاهشی اولیه به بازار افزایشی اولیه خواهد بود.

چرخه ی بازار ۳

 

اوج و حضیض بلاتکلیف

الگوی اوج و حضیض معمولاً پیچیده تر از مثالهای مندرج در شکلهای ۳-۱ و ۴-۱ است در شکل ۵-۱، مثال الف، بازار مورد نظر با مجموعه ای از نقاط اوج و حضیض افزایشی، رشد کرده است، اما بعد از بالاترین نقطه اوج، قیمت در نقطه X به سطحی کاهش یافته است که پایین تر از نقطه حداقل قبلی است. در این موقعیت، مجموعه حضیض های افزایشی، شکسته شده است، اما مجموعه اوج های افزایشی، این چنین نشده است. به عبارت دیگر، در نقطه X فقط نیمی از یک علامت، ایجاد شده است.

علامت کامل برگشت هر دو مجموعه افزایشی اوج ها و حضیض ها، در نقطه Y نمایان شده است، یعنی در جایی که قیمت، پایین تر از سطح قبلی (نقطه X) قرار می گیرد.

در نقطه X، حالت بلاتکلیفی کامل برقرار است، زیرا روند باید کماکان مثبت در نظر گرفته شود، اما این واقعیت که مجموعه حضیض های افزایشی، گسیخته شده است، نشان دهنده ضعف نماگرهای تکنیکی مورد نظر است.

از طرف دیگر، با یک نیمه علامت کاهشی مواجهیم، در حالی که از سوی دیگر، انتظار برای نقطه Yبه معنای از دست رفتن مقادیر قابل ملاحظه ای سود در طول بازار افزایشی است.

این بلاتکلیفی احتمالاً با مراجعه به بخش دوم تعریف تحلیل تکنیکی که در ابتدای این فصل بیان شده، به بهترین شکلی ارایه می گردد: و روند تا جایی برقرار است که طبق وزن شواهد، برگشت آن ثابت باشد».

در این حالت، اگر «وزن شواهد» حاصل از سایر نماگرهای تکنیکی، مانند میانگین های متحرک (MAS)، حجم، اندازه حرکت و پهنای یازار (در فصلهای بعدی بحث می شوند) در مجموع، برگشت روند را نشان می دهند، پیش بینی تغییر مسیر روند با اطمینان بیشتری همراه خواهد بود، حتی اگر الگوی پیشرفت اوج و حضیض، این وضعیت را تایید نکند، با این حال، هنوز در مورد ایجاد علامت، تا اندازه شک و تردید وجود دارد، تا اینکه برگشت روند توسط گسسته شدن هر دو مجموعه افزایشی اوج و حضیض، مورد تایید قرار گیرد.

شکل ۵-۱، مثال ب، این وضعیت را برای برگشت، روند کاهشی به افزایشی نشانه می دهد. همان اصول تفسیری حاکم در نقطه X(مثال الف)، در اینجا نیز بکار می رود.

تعیین کردن عوامل تشکیل دهنده افت و خزها، معمولاً به فرآیند ذهنی تبدیل می شود. یک راه برای حل کردن این مشکل، انتخاب معیارهای عینی، مانند طبق بندی کردن افزایش بیش از ۵ درصد است. اینکار می تواند فرآیندی کسالت بار باشد، اما نرم افزارهای خاصی برای انجام چنین اموری طراحی و ابداع شده اند که کاربران را قادر می کنند تا چنین معیارهایی را بکار گیرند و حالت نموداری آنها را نیز مورد استفاده قرار دهند.

چرخه ی بازار ۴

 

خلاصه

  • روندهای گوناگونی به طور همزمان، سطح قیمت را در هر بازار تحت تاثیر قرا ر می دهند.
  • سه روند بسیار مهم عبارتند از: اولیه، میانه، و کوتاه مدت.
  • اصول تحلیل تکنیکی، برای روندهای در طول روز نیز بکار می روند، اما از آنجا که ایمن روندها ماهیتاً تصادفی تر هستند، تحلیل آنها کمتر از روندهای بلند مدت ترقابل اعتماداند.
  • روندهای بسیار مهم بلند مدت، تحت تاثیر حجم و اندازه روندهای افزایشی و کاهشی اولیه قرار دارند.
  • پیشرفت اوج و حضیض، اساسی ترین تکنیک روندشناسی است و پایه تحلیل تکنیکی را تشکیل می دهد.