منوی برگه ها
TwitterRssFacebook
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در تاریخ تیر ۸, ۱۳۹۵ در آموزش معاملات آتی و اختیار, تحلیل و آموزش | ۱ دیدگاه

دلایل استفاده از قراردادهای آتی

دلایل استفاده از قراردادهای آتی

دلایل استفاده از قراردادهای آتی

 

ترجمه از کتاب Commodity Trading Manual از انتشارات هیات بازرگانی شیکاگو

ترجمه و اقتباس: فرهاد مقدم سلیمی

 

کشف قیمت

همانطور که در قانون سال ۱۹۳۶م. مبادله ی کالا تذکر داده شد ، بازار های معاملات آتی، بازار فروش متمرکزی را برای خریداران و فروشندگان مهیا می کنند تا بطور مستمر عوامل عرضه و تقاضا و دیگر شاخص های بازار را ارزیابی کنند. بر اساس تجزیه و تحلیل اطلاعات جاری بازار و پیش بینی جابجاییهای قیمت در آینده، معاملات سر می گیرند و قیمتها کشف می شوند.

این البته  بدان معنی نیست که بخواهیم بگوییم بورسهای معاملات آتی «قیمت گذاری» می کنند. قیمت بازارِ هر قرارداد سلفِ معین در هر زمان مشخص، نشانگر مجموع تمام اطلاعات و آراء بازار است. به عبارت دیگر تعادل قیمت در هر لحظه ی معین بازار ، هزاران عامل عرضه و تقاضا ی گرداننده ی بازار را متعادل می سازد. بازارهای معاملات آتی حکم فشار سنج را دارند نه داور مسابقات. آنها قیمت تعادل بازار را  «اندازه» می گیرند ؛ دیکته نمی کنند.

البته قیمت تعادل به طور ثابت در جریان است و معامله گران دائماً پیشنهاد های خرید و فروش قراردادهای سلف خود را با جریان مستمر اطلاعات سراسری بازار منطبق می نمایند. برای مثال ، اخبار مربوط به شرایط محصول دانه ی سویا جستجو ، تجزیه و تحلیل و سپس تقریباً در یک زمان بر قیمتهای معاملات سلف دانه ی سویا ، بلغور دانه ی سویا و روغن دانه ی سویا منعکس می گردد. تکان ناشی از ملی کردن معادن مسی که در دست خارجیان بوده، در قیمت مس ، نقره و دیگر معاملات سلف مربوطه در نیویورک ، لندن و شیکاگو ثبت می شود و اعلام یا نشانه هایی از اینکه فدرال رزرو قصد تزریق پول به بدنه اقتصاد را داشته باشد فوراً توسط بازار مورد توجه قرار می گیرد و در قیمت معاملات آتی خزانه داری آمریکا تأثیر می گذارد.

قیمتهای قراردادهای آتی مورد استفاده ترین مراجع در بازارهای مالی ، فلزی و کشاورزی هم در داخل کشور و هم در سطح بین المللی هستند. در واقع ، وقتی که قیمتها کشف می شوند بورسهای معاملات سلف بطور روزانه آن قیمتها را از طریق سیستم اطلاع رسانی بازار و  روزنامه ها به اطلاع عموم می رسانند.

 

تأ مین جویی – پوشش ریسک – Hedging

تأ مین جویی ، دیگر هدف اصلی بازارهای معاملات آتی ، عبارت است از خرید و فروش قرارداد های آتی برای پوشش ریسکهای ناشی از تغییر قیمتها در بازار های نقدی. این مکانیسم انتقال ریسک، قراردادهای آتی را به ابزاری بی نهایت مفید برای کنترل هزینه ها و ایجاد حاشیه های امن سود مبدل می سازد.

برای مثال در بازار های زراعتی، بنگاههای تجاری ، تولید کنندگان ، بازرگانان  و فرآوران ِ کالاها از معاملات آتی برای حمایت از خودشان در مقابل تغییر قیمتهای نقدی  استفاده می کنند. آنها این کار را از این جهت انجام می دهند که قیمتهای معاملات نقدی و سلف به عوامل اقتصادی مشابهی جواب می دهند و تمایلشان به حرکت با هم در یک مسیر است. اخبار بد در مورد هوا باعث پیش بینی نقصان در محصولات کشاورزی و به تبع آن کسادی در عرضه می شود و در حالیکه  با پیش بینی کمبودهای بعدی خریداران در جستجوی خرید و انبار کردن کالا می باشند، قیمتهای  نقدی فوراً افزایش می یابند. متناظراً ، در حالیکه خریداران کمبود کالا را نه تنها در هنگام برداشت که در سرتاسر سال در بازار پیش بینی می کنند، قیمتهای معاملات آتی نیز در پاسخ به این وضعیت افزایش می یابند.

از طرف دیگر ، اخبار اقتصادی یی که خبر از عرضه ی بیش از حد انتظار می دهند ، همانطور که خریداران با پیش بینی عرضه ی سهل الوصول از میزان کوشش خود در خرید می کاهند، بسرعت باعث پایین آمدن قیمتهای نقدی می گردند. در همان موقع، خریداران در بازار های معاملات آتی با پیش بینی عرضه ی فراوان، پیشنهاد های خرید [در بازارهای بورس که به صورت مزایده های باز(عمومی ) برگزار میشوند دو نوع «پیشنهاد» وجود دارد: یکی پیشنهاد فروش (ask) و دیگری پیشنهاد خرید(bid). پیشنهاد خرید عبارتی است که دلالت بر تمایل فرد برای خرید یک کالا به قیمتی معین دارد. پیشنهاد فروش که در نقطه ی مقابل پیشنهاد خرید می باشد عبارتی است که دلالت بر تمایل فرد برای فروش یک کالا به قیمتی معین دارد.] خود را کاهش می دهند.

بازرگانان در بنگاه های تجاری خویش به این مسأ له پی برده اند که اگر چه یک مجموعه از عوامل اقتصادی ممکن است منتهی به ضرر در یک دادو ستد نقدی گردد، اما آن ضرر قابل جبران و حتی گاهی قابل تبدیل به سود در بازار های معاملات آتی است؛ به شرط آنکه،  بتوانند یک موقعیت معاملات آتی را به طور مساوی و مقابل به موقعیت بازار نقدی شان وارد کنند. برای مثا ل فرض کنید که یک آسیابان غرب میانه می پذیرد که ۵۰۰۰۰۰ پوند [Pound : واحد وزن برابر ۴۵۳/۰ کیلو گرم . پس ۵۰۰۰۰۰ پوند میشود حدود ۲۲۶۵۰۰ کیلوگرم.] آرد را در مدت شش ماه به یک شیرینی پزی در مینه سوتا [Minnesota] تحویل دهد. اگرچه آرد تا شش ماه دیگر تحویل نخواهد شد ولی هر دو طرف امروز روی قیمت خاصی توافق می کنند . آسیابان گندمی که عاقبت فرآوری خواهد کرد را در اختیار ندارد و نگران است که در این شش ماه قیمتها بالا بروند.

برای تأمین کردن (پوشش دادن ریسک) خود در مقابل ریسکِ بالا رفتن قیمتهای نقدی آسیابان دو قرارداد سلف گندم برای تحویل در شش ماه آینده را می خرد. وقتی زمان بدست آوردن گندم نقدی فرا رسد ، قیمتهای نقدی بالا رفته اند. اما قیمتهای معاملات سلف نیز بر پایه ی همان مبانی اقتصادی بالا رفته اند . بنابراین آسیابان می تواند دو قرارداد سلف با همان تاریخ انقضا را مثل آنهایی که در ابتدا برای جبران موقعیتِ بلند معاملات سلف اولیه خرید بفروشد و در دادو ستد های معاملات سلف سودی بدست آورد. اگر چه آسیابان باید مقداری بیشتر از آنچه در ابتدا فکر می کرد برای گندم نقدی بپردازد ، سود بدست آمده در بازار معاملات سلف تا حد زیادی آن ضرر را جبران  میکند.

اصول اقتصادی یی که در قراردادهای سلف کالاهای سنتی، مثل معاملات سلف گندم ، بکار گرفته می شوند همانهایی هستند که در قراردادهای مالی مثل ارزهای رایج ، شاخص های سهام و قروض دولتی بکار گرفته می شوند. یک مدیر اوراق بهادار [portfolio manager] که منتظر ورود نقدینگی [liquidity] برای خرید اوراق قرضه است ، می تواند اوراق قرضه ی خزانه داری را بخرد تا خود را در مقابل افزایش قیمت اوراق قرضه تأمین کند؛ درست مثل آسیابان که با خرید معاملات سلف گندم  خود را در مقابل افزایش قیمتهای گندم تأمین کرد. مدیر مالی یک شرکت  که بخواهد اوراق قرضه منتشر کند با فروش قراردادهای آتی اوراق قرضه ی خزانه داری [T–bond futures=Treasury bond futures] می تواند خود را در مقابل نرخهای بهره ی بالاتر و قیمتهای پایین تر اوراق قرضه تأمین کند (ریسک خود را پوشش دهد). بطور مشابه یک مؤسسه می تواند با تأمین [hedge – پوشش ریسک]، از ارزشهای سهام بازار در مقابل سقوط احتمالی ارزش شاخص سهام معاملات آتی حمایت کند.

برای مثال فرض کنید که یک مؤسسه ی مالی قصد دارد قسمتی از  سهام اوراق قرضه ی خود را در چهار ماه بفروشد. اما مؤسسه انتظار دارد  که در این مدت نرخهای بهره بالا بروند که این باعث پایین آمدن قیمتهای اوراق قرضه خواهد شد. برای استفاده از قیمت جاری بازار، مؤسسه  می تواند قراردادهای آتی اوراق قرضه ی خزانه داری را بفروشد. اگر بازار اوراق قرضه همانطور که پیش بینی می شود سقوط کند ، مؤ سسه می تواند اوراق قرضه ی خزانه داری خود را در بازار نقدی بفروش رساند و موقعیت معاملات آتی خود را با خرید قراردادهای آتی اوراق قرضه ی خزانه داری با همان تاریخ انقضایی که در ابتدا فروخته بود جبران نماید. اگر چه مؤسسه در بازار نقدی مقداری کمتر از آنچه که چهار ماه پیش برای همان تعداد سهام اوراق قرضه دریافت می کرد بدست می آورد ،اما سودی که در بازار معاملات سلف عایدش شده ضرر با لقوه را کاهش می دهد.

بقیه ی کاربران قراردادهای معاملات آتی مالی شامل: بانکدارهای تجارت پیشه و سرمایه گذار، مدیران مالی شرکتها[corporate treasurers]، صاحب منصبان دولتی ، دست اندر کاران اوراق بهادار و پول، بانکهای رهنی ، مدیران سپرده های  امانی و صندوق های بازنشستگی و شرکتهای بیمه می شود . (برای بحث کاملتر در مورد تأمین جویی یا پوشش ریسک به فصل هفتم مراجعه کنید).

مخرج مشترک تمام خط مشی های تأمین جویی عبارت از درخواست برای تثبیت ِ پیشاپیش ِ یک قیمت و یا بهره ی قابل قبول است. هر پیشه ای ، بدون توجه به اینکه چه خدمتی را انجام دهد یا چه محصولی را تولید کند ، با انواعی از ریسکهای ما لی مواجه می گردد. بخاطر داشته باشید که بهرحا ل ریسک به سادگی از بین نمی رود . برای هر شخص حقیقی یا حقوقی که جهت کم کردن ریسک کوشش می کند ،تمایل دیگری باید برای حاضر دانستن آن وجود داشته باشد. قانون بورسهای معاملات آتی بمثابه آهنربایی، ریسک گریزان (تأ مین جوها) و ریسک پذیران  (قمارگر ها) را به طور مشابهی جذب میکند.

 

قمارگری و ریسک پذیری [speculating  : از آنجا که « قمار بازی » عمل دیگری را به ذهن متبادر میسازد در ترجمه ی این واژه «قمار گری» و «ریسک پذیری» را مناسب تر تشخیص دادیم. در برخی منابع این واژه را « بورس بازی» یا « سفته بازی»  نیز ترجمه کرده اند.]

قمار گران (ریسک پذیران) به سمت ریسکی می روند که تأمین جویان (ریسک گریزان) از آن گریزانند. قمارگران که موتور محرکشان سودهای بالقوه است به بازار فروش، عنصری اساسی به نام « نقدینگی [liquidity]»  را  تزریق می کنند که تأ مین جویان را قادر می سازد تعداد زیادی قرارداد را بدون تأثیر منفی بر قیمت بازار بخرند یا بفروشند. بدون آن نقدینگی ، تلاش تأ مین جوها برای خرید یا فروش قراردادها بلافاصله قیمتها را بالا یا پایین می برد. داشتن نقدینگی برای مؤسسات سرمایه گذاری، فرآوران کالاها و دیگر بنگاههای تجاری و ما لی که صدها یا هزاران قرارداد آتی را برای تأ مین موقعیت بازار نقدی خرید و فروش می کنند امری حیاتیست.

بالاتر از این ، اگرچه قمارگران معمولاً علاقه ی تجاری به کالاها و اسناد مالی ِ تحت قراردادهای آتی مورد خرید وفروش خود ندارند ،ولی علاقه ی درونی ِ ایشان به سود، موتور محرکی برای جمع کردن اطلاعات بازار با توجه به عرضه و تقاضا و پیش بینی اثر آن بر قیمتهاست. بنا براین، با خریدن و فروختن قراردادهای آتی، قمارگران اطلاعات اضافه ای به بازار در مورد تأ ثیر رویدادهای جاری بر تقاضاهای آینده تزریق می کنند.

بطور خلاصه ، قمارگرها یکی از ارکان اساسی بازار های مؤثر محسوب می شوند. قمارگر ها با پل زدن روی شکاف بین قیمتهای خرید وفروشی که توسط دیگر تجار پیشنهاد می شوند، بازار را « نقدینه [liquid : مشخصه ای از یک بازار اوراق بهادار یا کالا که اجازه می دهد معاملات بزرگ بدون تغییری اساسی در قیمتها انجام گردند. اگر بازارنقدینه نباشد معاملات با حجمهای بزرگ می توا نند برقیمتها تأ ثیر بسزایی داشته باشند.]» تر  می سازند. آنها دایره ی انتقال ریسک را با گرفتن طرف مقابل در تجارتِ تأ مین جوها و بهبود بخشیدن به کشف قیمت با تزریق اطلاعات اضافی به بازار  تنگ ترو تنگ تر می سازند.( برای اطلاعات بیشتر راجع به قمارگری به فصل هشتم مراجعه کنید.)

مقامات برجسته ای چون « اولیور وندل هولمز [Oliver Wendell Holmes]»، مستشار دیوان عالی کشور، این کمک اساسی به بازار را شناخته و  بدان توجه کرده اند. در تصمیمی که بسال ۱۹۰۵م.  در بازارهای معاملات آتی هیأ ت بازرگانی شیکاگو اتخاذ گردید ، هولمز نوشت:

اتاق بازرگانی، در وهله ی اول بازار بزرگیست که توسط یک هزار و هشتصد عضو آن ، قسمت عمده ای از غلات و خوارو بار جهان معامله می شود. ا لبته در بازارهای مدرن، قراردادها به فروشهایی برای تحویل فوری محدود نمی گردند. مردم برای پیش بینی آینده و توافق کردن بر طبق مصالحشان در تلاشند. قمار گری ، از این نوع آن ، توسط مردان با کفایت، نوعی خود تنظیمی جامعه برای امر احتمالیست. ارزش این کار بعنوان ابزاری برای اجتناب ا ز بلایا و تخفیف آنها، تعدیل قیمتها و تدارک برای دوران احتیاج  شناخته شده است.

 

تهاتر و تحاشی [clearing and margining – تهاتر بر وزن تفاعل به معنی پاک کردن ، تصفیه کردن ، صاف کردن و تحاشی (بر وزن تفاعل) به معنی به حاشیه کشاندن . در مورد این دو اصطلاح ؛ یعنی تهاترو تحاشی در متن کتاب بحث مفصلی شده است.]

مکانیسم تهاتر  بورس یکی از اصول اساسی بازار فروش را تشکیل می دهد. اتاق تهاتر [clearinghouse: در فارسی اتاق پایاپای نیز گفته میشود. اتاق تهاتر شرکت یا آژانسی است مجزا از بورس معاملات آتی و یا متصل بدان که مسئولیتش تسویه ی حسابهای تجاری، تسویه ی معاملات، جمع آوری و نگهداری ِ پولهای حاشیه ای، قانونمدار کردن تحویل و گزارش اطلاعات تجاری می باشد.] حسابهای اعضاء را تسویه می کند، معاملات را تسویه می کند، پولهای  حاشیه ای را جمع آوری و نگهداری می کند، تحویل را منظم می کند و اطلاعات مربوط به داد و ستد را گزارش مینماید. اما مهمتر از همه اینکه اتاقهای تهاتر بخشی جدایی ناپذیر از سیستم تضمین [Guarantee system] می باشند که کاربران معاملات آتی را در مقابل نکول (عدم پرداخت) قراردادها حمایت می کنند.

سیستم تضمین، که در بورسهای معاملات آتی بکار برده می شود، همچنین به ارتباط مستقیم بین خریدار و فروشنده یاری می رساند ؛ طوریکه، هر کدام از طرفین آزاد هستند که مستقل از طرف مقابل خرید یا فروش کنند. سیستم ، این کار را توسط قرار دادن یک طرف ثا لث بین خریدار و فروشنده در خرید و فروش معاملات آتی و اختیار انجام می دهد. هر کدام از بنگاههای تجاری که به عضویت اتاق تهاتر در آمده باشند،  در قبال تمام خرید وفروشهایی که اتاق تهاتر برای خود یا اعضایش انجام میدهد مسئولند. اتاق تهاتر با هر کدام از اعضای تهاتر که فروشنده باشد، به عنوان یک خریدار و با هر کدام از اعضای تهاتر که خریدار باشد، به عنوان یک فروشنده رفتار می کند. بنا براین خریداران و فروشندگان قراردادهای سلف و اختیار  برای همدیگر تعهد مالی به وجود نمی آورند و به جای آن با بنگاههای عضو تهاتر – که اینها به اتاق تهاتر تعهد دارند– سروکار دارند.این سیستم چند قسمتی، لایه های حفاظ  چندگانه ای را برای کاربران معاملات سلف و اختیار بوجود می آورد.

توجه کنید که برای به حداقل رساندن ریسک نکول یک قرارداد، اتاقهای تهاتر بورس، اعضایشان را ملزم به پرداخت سپرده ای برای ضمانت اجرای قرارداد می نمایند که این سپرده « حاشیه [margin]»  نامیده می شود  درست مانند اعضای تهاتر که مشتریانشان را ملزم به پرداخت حاشیه می نمایند. به خاطر داشته باشید که خریداران و فروشندگان قراردادهای سلف ملزم به تحویل دادن یا گرفتن کالا و یا اسناد مالی یی هستند که توسط قرارداد مشخص شده ؛ مگر اینکه ، پیش از انقضای قرارداد موقعیت را جبران کنند. حاشیه ها سپرده های خوب و اطمینان بخشی هستند که هم خریدار و هم فروشنده را ملزم به انجام تعهدات قرارداد می نمایند.

حاشیه ها بر پایه ی ریسک بازار معین می شوند . به این ترتیب ، آنها  صحت ما لی ِ بورسهای معاملات سلف را حفظ  و حمایت قیمتی باارزشی را برای تأ مین جوها با حداقل انسداد – خواب –  سرمایه فراهم میکنند. حاشیه ها به طور معمول در حدود ۲ تا ۵ در صد قیمت کالا یا اسناد مالی که توسط قراردادهای سلف تعیین می شود را شامل می شوند. (برای اطلاعات بیشتر در مورد تهاتر و تحاشی به فصل چهارم مراجعه  کنید. )

  • Farzan Negarestan

    آقا مراقب این دزدا باشین پولتون بالا نکشن